نماینده سیستان در مجلس،گفت: پیروزی مقدماتی ایران نقطه پایان منازعه نیست، بلکه آغازی بر مرحله‌ای پیچیده‌تر از رقابت در حوزه‌های اقتصادی،رسانه‌ای و سایبری به شمار می‌رود و تداوم این برتری، مستلزم حفظ وحدت ملی، ارتقاء تاب‌آوری اقتصادی و استمرار دیپلماسی هوشمند است.

پیروزی ایران در چارچوب بازتعریف موازنه قدرت با آمریکا

به گزارش خانه ملت؛ فرهاد شهرکی نماینده مردم سیستان و نائب رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی تحلیلی، پیروزی مقدماتی جمهوری اسلامی ایران را در چارچوب بازتعریف موازنه قدرت با ایالات متحده آمریکا، از جنبه های مختلف بررسی کرد.

متن این یادداشت بدین شرح است: 

در بستر تحولات پرشتاب نظام بین‌الملل و پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک غرب آسیا، رخدادهای اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را نمی‌توان صرفاً در قالب یک تقابل مقطعی یا تاکتیکی تحلیل کرد؛ بلکه این تحولات را باید نشانه‌ای از آغاز مرحله‌ای نوین در بازتعریف موازنه قدرت و تثبیت الگوی «بازدارندگی ترکیبی» ایران دانست. آنچه در این چارچوب از آن به‌عنوان «پیروزی مقدماتی» یاد می‌شود، محصول هم‌افزایی مؤلفه‌های قدرت سخت، نیمه‌سخت و نرم در قالب یک راهبرد کلان چندلایه است که بر مبنای واقع‌گرایی ژئوپلیتیک و منطق بازدارندگی نامتقارن شکل گرفته و در پرتو انسجام ملی و همبستگی کم‌نظیر آحاد جامعه به ثمر نشسته است.

این دستاورد، نه صرفاً حاصل برتری میدانی، بلکه نتیجه تلفیق هوشمندانه دیپلماسی فعال، ظرفیت‌های پیشرفته دفاعی، اهرم‌های ژئواکونومیک انرژی و بهره‌گیری دقیق از شکاف‌های ساختاری در نظام تصمیم‌سازی ایالات متحده است؛ فرآیندی که با پشتوانه اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و مشارکت مسئولانه همه اقشار—از نخبگان و دانشگاهیان تا کارگران، کشاورزان و فعالان اقتصادی—موازنه سنتی قدرت را به نفع ایران بازآرایی کرده است.

بازخوانی تحولات و توالی راهبردی

بررسی توالی رخدادها نشان می‌دهد که ایالات متحده در شرایطی از محدودیت راهبردی، با ارائه بسته پیشنهادی ۱۵ بندی از طریق میانجی‌گری منطقه‌ای، درصدد مدیریت بحران در قالب الگوی «تنش کنترل‌شده» برآمد. این الگو، که مسبوق به سابقه در تجارب مداخله‌گرایانه آمریکا در منطقه است، با هدف بازتولید چرخه‌های فرسایشی و کسب فرصت برای بازآرایی قدرت طراحی شده بود.

در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ رویکردی فعال، اصول‌محور و متکی بر اجماع ملی، ضمن رد این چارچوب، پیشنهاد ۱۰ بندی جایگزینی را ارائه داد که بر نفی چرخه‌های ناپایدار تنش، تأکید بر حاکمیت ملی—به‌ویژه در حوزه‌های راهبردی نظیر تنگه هرمز —و ضرورت استقرار ترتیبات پایدار امنیتی و اقتصادی استوار بود.

تحولات میدانی همزمان،به‌ویژه در سایه وحدت ملی و همدلی فراگیر اجتماعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر محاسبات طرف مقابل ایفا کرد. ارتقای قابلیت‌های بازدارندگی ایران در حوزه‌های موشکی و پهپادی، در کنار انسجام سامانه‌های پدافندی، عملاً هزینه هرگونه اقدام تقابلی را به سطحی فراتر از آستانه تحمل راهبردی آمریکا افزایش داد.

تحلیل چندبعدی و برآورد راهبردی

۱. بعد نظامی و بازدارندگی:

تحولات اخیر بیانگر گذار ایران از بازدارندگی کلاسیک به «بازدارندگی هوشمند شبکه‌محور» است؛ مدلی که در آن ترکیب سامانه‌های موشکی دقیق، پهپادهای پیشرفته و معماری یکپارچه پدافندی، امکان ایجاد «اختلال متقابل تضمین‌شده» را فراهم می‌سازد. این وضعیت، موازنه تهدید را به‌گونه‌ای تغییر داده که هرگونه اقدام پیش‌دستانه، با ریسک پاسخ نامتقارن و پرهزینه مواجه است.

۲. بعد دیپلماتیک و نهادی:

پذیرش ضمنی چارچوب پیشنهادی ایران در فرآیند مذاکراتی، نشانه‌ای از ارتقاء موقعیت چانه‌زنی تهران است. این تحول، بیانگر ناکارآمدی راهبرد انزوای سیاسی ایران و در مقابل، موفقیت دیپلماسی فعال، چندجانبه‌گرا و متکی بر پشتوانه ملی است که توانسته بازیگران واسط را در مسیر منافع متوازن‌تری قرار دهد.

۳. بعد ژئواکونومیک انرژی:

نقش تعیین‌کننده تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، همچنان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت راهبردی ایران محسوب می‌شود. هرگونه اختلال حتی به صورت محدود، در این مسیر، پیامدهای فوری بر بازارهای جهانی انرژی، قیمت نفت و زنجیره تأمین خواهد داشت؛ عاملی که در محاسبات ایالات متحده و متحدانش نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند.

۴. بعد ساختاری در سیاست داخلی آمریکا:

افزایش شکاف‌های نهادی میان کنگره، پنتاگون و دستگاه اجرایی، همراه با فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ نشانه‌ای از بروز پدیده «فرسایش راهبردی» در سیاست خارجی آمریکا است؛ وضعیتی که توان تصمیم‌سازی یکپارچه را تضعیف و انعطاف‌پذیری این کشور را در مواجهه با بحران‌های پیچیده محدود کرده است.

جمع‌بندی و افق پیش‌رو

آنچه امروز به‌عنوان «پیروزی مقدماتی» قابل صورت‌بندی است، در واقع تثبیت یک موقعیت «برتری نسبی» در چارچوب رقابت راهبردی با ایالات متحده است؛ موقعیتی که بیش از هر عامل دیگر، برآمده از انسجام ملی، همگرایی اقشار مختلف جامعه و اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت است.

با این حال، این دستاورد نقطه پایان منازعه نیست، بلکه آغازی بر مرحله‌ای پیچیده‌تر از رقابت در حوزه‌های هیبریدی—اعم از اقتصادی، رسانه‌ای و سایبری—به شمار می‌رود. تداوم و تعمیق این برتری، مستلزم حفظ وحدت ملی، تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقاء تاب‌آوری اقتصادی، توسعه پیوندهای بین‌المللی و استمرار دیپلماسی فعال و هوشمند است.

در این چارچوب، «صبر راهبردی» یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه ضرورتی مبتنی بر محاسبات دقیق علمی و تجربی است؛ راهبردی که با اتکاء به همبستگی ملی و مشارکت همه‌جانبه اقشار جامعه، می‌تواند مسیر تثبیت نهایی این دستاورد را هموار ساخته و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در نظم در حال گذار جهانی ارتقاء بخشد./

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار